خلوتی پر از برفــــــــ
برای ارزوهایی که مردند... برای سکوت های کر کننده ام ... برای سکوت های سنگین تر از فریادم...
با اینکه میگریزم از آغوش گرمت
اما پناهی جز تو و دستات ندارمنتهایی تقدیرم شده اما میدونمتنها کنار تو میشه طاقت بیارممن تو خودم موندم ولی تو باورم کنحتی اگه زبان تو برام غریبه ستحتی اگه یخ زده خورشید نگاهمبا تو شبیه آینهام، شفاف و یک دستاسم منو از ته دل صدا بزن بازحتی اگه جوابی از من نشنیدیداره جوونه میزنه دستای خالی مننگو که از شک
برچسب:
نویسنده: کامیار توکلی